محمد رضا طباطبايى تبريزى

30

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )

به عثمانى هستند ، آنان را سرزنش مىكند : در سمت شرقى شهر ، عمارات اهالى عثمانيّه و ترك واقع است ، ولى از اين جنگ به بعد ، از آبادى افتاده ، رو به انهدام است ؛ زيرا در ضمن مصالحه قرار داده‌اند كه ساكنين در توطّن و ارتحال تا سه سال ، با ميل خود تبعيّت يكى از دولتين را اختيار نمايند ، مختار باشند . از اين جهت اكثر متوطّنين شهر كوچيده و مسكن و مقام ايشان خراب و باير مانده [ است ] . دولت روس به ملاحظه قدردانى و حق‌شناسى رعيّت ، با آن همه سخت‌گيرى كه دربارهء ساير تبعه و رعيّتش دارد ، به اهل باطوم در كمال ملايمت رفتار مىنمايد كه به انواع تلطّف و مهربانى و لطايف الحيل رعيّت را تا سر موعد نگاهدارى كند ، باعث ارتحال مهاجرين ، محض تعصّب و خيال‌پرستى است . حرفشان اين بود كه ما در زير بيرق روس نمىرويم . سه جامع در اين شهر از آثار اسلام باقى است . مؤذّنى خوش‌صوت دولت روس معيّن كرده كه ماهى 25 منات مرسوم گرفته ، در اوقات صلوات اذان در مسجد گويد . بناى او اين است تا از نظم و انضباط دنياى جديد سخن بگويد و همه‌چيز را براساس اصول تعريف شده بشناساند . براى مثال از حركت كشتىها كه چه اندازه سر وقت هستند و اين‌كه قيمت‌ها را در دفترچه‌اى نوشته‌اند و مطالب ديگر . اما به‌خصوص در مورد اخير ، از اين‌كه در ايام حج بىقانونى مىكنند ، سخت عصبانى است : لكن در موسم حج قانون رسمى را به كنار گذاشته ، موافق طبع خودشان حركت مىكنند و اوراق‌نامه را پريشان كرده ، به آب دريا مىشورند و به قيمت‌هاى مختلف تا هر درجه كه بتوانند از نفرات حجّاج مىگيرند و به ملاحظهء وقت رفتار مىنمايند . تعصب وى اين اندازه است كه با همه مقايسه غيرمستقيمى كه خواننده ميان اوضاع ايران با روسيه يا حتى عثمانى دارد ، اما مؤلف انتقادى از حاكميت قاجار ندارد ؛ زيرا خود در مجموعهء همين حاكميت قرار دارد . شايد تنها انتقادى كه به